السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

689

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

( 1 ) - ( 19 ) مناظرهء مؤلف با يك دانشمند حجازى به سال ( 1353 ه . ق ) كه به زيارت خانه خدا مشرف بودم ، در مسجد النبى پيرمرد فاضل و دانشمندى را ديدم به نام شيخ زين العابدين كه كار او مراقبت از كسانى بود كه به مهر سجده مىكردند و در دست هر كسى مهرى مىديد ، از دستشان مىگرفت . به او گفتم : اى شيخ ! آيا در حرم رسول خدا ( ص ) تصرف در مال مسلمان بدون اذن و رضاى وى جايز و روا است ؟ ! گفت : نه . گفتم : به چه مجوزى تو مال اين مردم مسلمان را غارت مىكنى ، در صورتى كه آنان شهادت مىدهند بر اين كه خدا يكى است و محمد بنده و پيامبر اوست . در پاسخ من گفت : آنان مسلمان نيستند بلكه مشركند و لذا خاك و يا مهر را براى خود بت قرار داده و به آن سجده مىكنند . گفتم : آيا حاضرى در اين باره مفصلا با هم بحث و گفت‌وگو كنيم ؟ گفت : چه بهتر ! بحث و گفت‌وگو شروع گرديد ، دامنه بحث تا آنجا كشيد كه وى از عمل و گفتار خويش عذر خواهى كرد و از پروردگارش استغفار و طلب آمرزش نمود و گفت : من فرد عنود و متعصبى نيستم . اما تا به امروز در اشتباه بودم و حقيقت جريان بر من پوشيده بود . آنگاه از من خواست كه به بحث و مذاكره در موضوعات ديگر نيز ادامه دهيم تا قسمتى از حقايق پوشيده ، آشكار شود و شب‌ها در مسجد النبى ( ص ) جلسهء بحث و مذاكره مفصلى منعقد مىگرديد و گروه زيادى از صاحبان مذاهب مختلف در آن جلسه شركت مىكردند و ما با آن پيرمرد دانشمند به گفت‌وگو و مذاكره مىپرداختيم و مدت ده روز كه من در مدينه منوره اقامت